سال ۸۹  با یک شرکت ایرانی برای راه اندازی یک سامانه نرم افزاری قراردادی از سوی سازمان با آنها منعقد کردیم وبعد از اتمام کار طبق معمول بنده طی نامه ای به شرکت طرف قرارداد از همکاری شان تشکر کردم واز نیروی کارشناس آن شرکت نیز در آن نامه قدردانی کردم دیروز مجدداْ برای ارائه دمویی از کارهای جدید شرکت جلسه ای با نمایندگان شرکت داشتیم یکی از کارشناسان آن شرکت که در سال ۹۰ نیز کار دیگری را به نمانیدگی از آن شرکت برای سازمان ما انجام داد گفت همکار قبلی ما که در پروژه قبلی همکاری داشت به کشور آلمان مهاجرت کرده و اظهار داشته آن نامه ای که آقای ممبنی نوشته برای جذب من در آلمان خیلی موثر بوده و خیلی براش مهم بود که من چه چیزی نوشتم که اینقدر برای آن کشور مهم بود من سوابق نامه را در اتوماسیون اداری سازمان جستجو کردم به ایشان نشان دادم مطلب خیلی مهمی نبود اما آنچه برایم جالب بود اینکه در آن کشور برای یک مستند سازمانی اینقدر ارزش قائل هستند ولی در کشور ما به دلیل همین مسئله ساده ولی بسیار مهم بی اعتمادی به بالاترین مستندات اولاْ با دیده تردید نگاه می شود بعدهم وقتی اطمینان حاصل شود توجهی نمی شود . قدیم ها با یک یادداشت یک عالم دینی که فلانی نماینده من هستند مردم چقدر وجوهات می دادند ولی الان چی ٬ما به کجا رسیدیم ؟ چه کسانی به فرهنگ غنی این جامعه صدمه زدند ؟ چه کسی مسئول مسائل فرهنگی جامعه است ؟توصیه می کنم همه آحاد مردم باید در خصوص اعتماد سازی تلاش کنند ولی مسئولین بیشتر وبیشتر چون ریشه اعتماد صداقت است و ریشه بی اعتمادی نیز دروغگویی !!!!!